|
سلام
مرد که گریه نمیکنه...! زشته بابا! این رو برای همه دوستجونام میگم که کلاغا خبر آوردن که بعضی وقتا به بهانههای الکی مثلاً خونه نبودن مامان یا بابا مثه دخترای لوس میزنن زیر گریه. (پویان جون تو رو نمیگما تو که بابا خودت یه شیر مردی، منظورم مثلاً این آرش خاله رحمانیه که تا بهش بگی پق! بهش بر میخوره و میزنه زیر گریه!!! – آرمان جونم خوبی، دمت گرم خیلی باحالی!!!!!) والله قباحت داره. یه پسربچه شر و شیطون که نباید گریه کنه بلکه باید کاری کنه تا دیگرون از دست شیطنتاش زار زار گریه کنن!! مثلاً هیچ کدوم شما اصلاً فهمدین من حدود دو هفتهای از عزیزترین دوستم دور بودم و اصلاً به روی خودم نیاوردم. "پیشی" رو میگم دیگه، معرف حضور که هست. این رفیق نیمه راه حدود 20 روز پیش وقتی با مامان و بابا رفته بودیم کرج خونه مامان بزرگ و بابابزرگ، موقع برگشتن بدون هماهنگی با ما تصمیم گرفت یه مدتی پیش مامانبزرگ بمونه تا دل مامان بزرگ و بابا بزرگ رو که از دست بعضی حرفای ما رنجیده بودن به دست بیاره. یادتون که هست ما همین جور از بعضی از اقوام و دوستان خوشمون نمییاد و این رو بدون رودربایستی به خودشون هم میگیم. سر دسته این افراد که ما اصلاً دوستشون نداریم خاله رحمانی و بعدشم مامان شایانه که هر چی هم خودشون رو برای ما لوس میکنن و نازمون رو میکشن بازم دوسشون نداریم اصلاً! (چی خاله، میخوای برام کتلت بپزی، آره بابا دوستت دارم!!!) راستش رو بخواین ما خودمون هم نمیدونیم چرا گیر دادیم که از مامانبزرگ و بابابزرگ هم خوشمون نمیآد و هر چی مامان و بابا التماس میکنن که زشته! بده! این حرفا رو نزن بازم مرغمون یه پا داره!!
فکر میکنم این بابامون این دفه که رفته بودیم کرج، یواشکی از پیشی خواسته بود که پیش مامانبزرگ و بابابزرگ بمونه و منتشون رو بکشه تا بابا بازم بتونه هر چن وقت یه بار کارت سوخت بابابزرگ رو ازش قرض بگیره!
به هر حال چون ما به روی مبارک خودمون نیاوردیم و اصلاً بد قلقی نکردیم، این جناب پیشی خودش بعد از دو هفتهای و البته با وعده مبارک یک باک بنزین در هر هفته از طرف بابابزرگ، به خونه برگشت اما ناقلا تنها که نیومده، بلکه یه پیشی دیگر رو هم دستش رو گرفته و با خودش آورده. حالا بین این دو تا چه سر و سری بوده یا هست ما نمیدونیم. (آرمان جون یادم بنداز به بابا بگم یه دو سه کیلو شیرینی تر از ماهبانو برات بگیره بخوری یه خورده جون بگیری!!!!)

ایشون پیشی باقری مشهور هستن

این پیشی خانوم رو هنوز نمی دونیم که باید بهش لقب باقری بدیم یا نه؟ نظر شما چیه؟

من و مانی پسر عموم - پیشی باقری رو دارید که تو بغلمون!!!

من و پیشی، مامان بزرگ، مانی و بابا بزرگ

آرش، عمو فریدون که یه دقیقه بعد از این عکس خوابش برد، خاله رحمانی که دوسش نداریم اصلا
و آرمان جون خوش تیپ و با حال و با کلاس و ....
|